الشيخ السبحاني

40

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

به يكى از آن‌ها وابسته مىدانستند . بت‌پرستى در محيط مكّه ، پس از ابراهيم خليل عليه السّلام به كوشش « عمرو بن قصى » انجام گرفت ، ولى به طور مسلم در روزهاى نخست به اين صورت گسترده نبود ، بلكه روزهاى اول آن‌ها را شفيع دانسته ، آن‌گاه گام فراتر نهاده و كم كم صاحبان قدرت پنداشتند . بت‌هايى كه دور كعبه چيده شده بود ، مورد علاقه و احترام همه طوايف بود ، اما بت‌هاى قبيله‌اى تنها مورد تعظيم يك دسته خاصى بود و براى اين كه بت هر قبيله محفوظ بماند ، براى آن‌ها جاهايى معين مىكردند و كليددارى معابد كه جايگاه بتان بود به وراثت دست به دست مىگشت . بت‌هاى خانگى ، هر شب و روز ميان يك خانواده پرستش مىشد ؛ هنگام مسافرت خود را به آن‌ها مىماليدند و در حال مسافرت براى عبادت خود ، سنگ‌هاى بيابان را مىپرستيدند و در هر منزلى كه فرود مىآمدند ، چهار سنگ انتخاب كرده و زيباتر از همه را معبود و بقيّه را پايه اجاق قرار مىدادند . اهالى مكّه ، علاقهء مفرطى به حرم داشته و هنگام مسافرت سنگ‌هايى از آن همراه خود برده و در هر منزلى فرود مىآمدند ، آن‌ها را نصب كرده و مىپرستيدند . شايد اين‌ها همان « انصاب » باشند كه به سنگ‌هاى صاف و بىشكل تفسير شده و در برابر آن « اوثان » است كه به سنگ‌هاى شكل‌دار و پرنقش‌ونگار و تراشيده معنا شده است . « اصنام » بت‌هايى بودند كه آن‌ها از زر و سيم ريخته و يا از چوب تراشيده مىشدند . خضوع اعراب در برابر بت‌ها واقعا حيرت‌انگيز بود ، آنان معتقد بودند كه با قربانىها مىتوان رضايت خاطر آن‌ها را جلب كرد و پس از قربانى كردن خون حيوان را ، به سر و صورت بت مىماليدند و در كارهاى بزرگ و سنگين با آنان مشورت مىكردند و مشورت آنان چوب‌هايى بود كه در يكى مىنوشتند « افعل » و در ديگرى « لا تفعل » سپس دست دراز مىكردند و هر كدام از آن‌ها بيرون مىآمد ، بر طبق آن عمل مىنمودند . خلاصه اين كه بت‌پرستى دين رايج بود و به صورت‌هاى گوناگون در بين آنان نفوذ